شجاع
131
أنيس الناس ( فارسى )
شريك از ارباب مروّت و صاحب عرض باشد تا در وقت قطع معامله صرفه تو برى . و مايه را بختآزمايى مكن . و مكاتيب و رسايل مردم را ناخوانده به صواحب آن رسان و در اين باب اهمال و اغفال جايز مدار . چه وقوع اين معنى سبب فوت مهمّات مردم و امانت را خيانت لازم داشتن و عاقبت آن نامحمود . ادب ديگر آنگه كه در شهرى داخل گردى اخبار و اراجيف مگوى و خبر ناملايم به كس مرسان و در خبرهاى خوش رسانيدن تعلّل منماى و زود برسان . و بىهمراه به راه مرو و با كاروان غلبه مخلوط باش . و در كاروانگاه ميان انبوه و غلبه نزول كن و ميان سلاحداران فرود ميا و نزول منما . چه قطّاع طريق اوّل قصد سلاحداران مىكند . و مكارى را خشنود دار ، و چون پياده باشى با سواران همراهى مكن و از مردم بيگانه راه مپرس و آوازه مينداز كه به كدام راه مىروم و چه مقدار اموال همراه دارم . كما قيل : « استر ذهبك و ذهابك » و به تابستان بىجامه و زمستان به راه مرو . « 1 » بيت مينداز آن آلت از بار خويش * كزو روزى آسان كنى كار خويش
--> ( 1 ) - كذا در اصل ، شايد : و به تابستان و زمستان بىجامه راه مرو .